حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
215
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
بالاى كاخ به پايين پرتاب كرد و قطعه قطعه شد . اين واقعه نزد عربها ضرب المثل شد ؛ لذا شاعر در اين باره مىسرايد : او مرا مجازات كرد ، خداوند به بدترين صورت مانند سنمار بىگناه ، او را مجازات كند وى تمام كاخ را در مدت شصت سال بنا كرد و كاشيها و سرب در آن به كار برد هنگامى كه مشاهده كرد كار ساختمان به پايان رسيد و مانند كوهى بلند و استوار شده است سنمار گمان كرد به او عطاياى بسيار مىدهند و به محبت و نزديكى به نعمان دست مىيابد ولى نعمان گفت : اين خدانشناس را از بالاى قصر به زير افكنيد به خدا سوگند ، اين از شگفت انگيزترين پيش آمدهاست « 1 » . بسيارى از عربها از وى نام برده و به سنمار مثل مىزنند . همين نعمان چندين بار با شام جنگيد و از همهء پادشاهان ، قدرتمندتر بود . يكى از روزها هنگامى كه بر جايگاه خود در خورنق نشسته بود و بر نجف و باغها و نخلستانها و گلزارها و رودخانههايى كه در سمت غرب آن قرار داشتند و همچنين بر سمت غرب و شرق فرات و خورنق كه مقابل فرات بود ، اشراف داشت به نظرش رسيد فرات همانند خندقى شهر خورنق را كه بر ساحل محل پرپيچ و خم فرات قرار داشت ، احاطه كرده است ؛ سرسبزى ، روشنايى و رودهاى آن ، وى را شگفتزده كرد . نعمان به وزيرش گفت : آيا تا به حال چنين منظرهء زيبايى ديدهاى ؟ وزير گفت : به خدا سوگند ، خير اى پادشاه ! چنين منظرهاى نديدهام ولى اين منظره هم دوام ندارد . نعمان گفت : پس چه چيزى دوام مىيابد ؟ وى گفت : آنچه نزد خدا در آخرت است . گفت : با چه به دست مىآيد ؟ وزير گفت : با ترك دنيا و عبادت خدا و درخواست آنچه نزد اوست ، نعمان همان شب ، حكومت را رها كرد و ردايى پوشيد و به طور پنهانى گريخت و هيچ كس متوجه رفتن او
--> ( 1 ) - جزانى جزاه اللّه شر جزائه * جزاء سنمار و ما كان ذا ذنب سوى رمه البنيان ستين حجّة * يعل عليه بالقراميد و السكب فلما رأى البنيان تم سحوقه * و آض كمثل الطود و الشامخ الصعب فظن سنمار به كل حبوة * و فاز لديه بالمودة و القرب فقال اقذفوا بالعلج من فوق رأسه * فهذا العمر اللّه من اعجب الخطب